heranschaffen

Aussprache: /hɛˈʁanˌʃafən/
Worttrennung: her·an·schaf·fen
فعل

آوردن، تهیه کردن، رساندن (به مکانی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به یک مکان خاص آوردن یا حمل کردن، اغلب با تلاش یا در مقادیر زیاد

  • Sie mussten viele Steine für den Bau heranschaffen.آنها مجبور بودند سنگ‌های زیادی را برای ساخت و ساز تهیه کنند (بیاورند).
  • Es war schwierig, alle benötigten Materialien heranzuschaffen.تهیه کردن تمام مواد لازم دشوار بود.