herbeischaffen

Aussprache: /ˈhɛʁbaɪ̯ˌʃafn̩/
Worttrennung: her·bei·schaf·fen
فعل

آوردن (اشیاء یا اشخاصی که دور هستند به مکانی نزدیک)؛ تهیه کردن، آوردن، رساندن، حمل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به یک مکان خاص آوردن یا تهیه کردن، اغلب با تلاش یا از راه دور

  • Er musste alle nötigen Dokumente für den Antrag herbeischaffen.او مجبور بود تمام مدارک لازم برای درخواست را تهیه کند.
  • Wir müssen schnell Hilfe herbeischaffen, bevor es zu spät ist.ما باید سریعاً کمک بیاوریم، قبل از اینکه دیر شود.