beiseiteschaffen
کنار گذاشتن, پنهان کردن, جابجا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)
چیزی را از سر راه برداشتن، کنار گذاشتن یا به مکانی دیگر منتقل کردن (معمولاً به طور موقت یا برای پنهان کردن).
- Er schaffte die alten Akten schnell beiseite.او پروندههای قدیمی را به سرعت کنار گذاشت.
- Wir müssen das Spielzeug beiseiteschaffen, bevor die Gäste kommen.ما باید اسباببازیها را قبل از آمدن مهمانان کنار بگذاریم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)
اختلاس کردن، دزدیدن یا به طور غیرقانونی جابجا کردن پول، کالا یا مدارک.
- Der Buchhalter hat Geld beiseitegeschafft.حسابدار پول را اختلاس کرده بود.
- Man wirft ihm vor, wichtige Dokumente beiseiteschaffen zu haben.او متهم است که اسناد مهم را جابجا کرده است.
3
Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)
از بین بردن، حذف کردن یا خلاص شدن از شر کسی یا چیزی (اغلب به صورت غیرمستقیم یا با اهداف سوء).
- Der Diktator ließ seine Gegner beiseiteschaffen.دیکتاتور مخالفان خود را از بین برد.
- Er versuchte, die Beweise schnell beiseitezuschaffen.او سعی کرد مدارک را سریعاً از بین ببرد.