beiseiteschaffen

Aussprache: /ˌbaɪ̯zaɪ̯təˈʃafən/
Worttrennung: bei·sei·te·schaf·fen
فعل

کنار گذاشتن, پنهان کردن, جابجا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)

چیزی را از سر راه برداشتن، کنار گذاشتن یا به مکانی دیگر منتقل کردن (معمولاً به طور موقت یا برای پنهان کردن).

  • Er schaffte die alten Akten schnell beiseite.او پرونده‌های قدیمی را به سرعت کنار گذاشت.
  • Wir müssen das Spielzeug beiseiteschaffen, bevor die Gäste kommen.ما باید اسباب‌بازی‌ها را قبل از آمدن مهمانان کنار بگذاریم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)

اختلاس کردن، دزدیدن یا به طور غیرقانونی جابجا کردن پول، کالا یا مدارک.

  • Der Buchhalter hat Geld beiseitegeschafft.حسابدار پول را اختلاس کرده بود.
  • Man wirft ihm vor, wichtige Dokumente beiseiteschaffen zu haben.او متهم است که اسناد مهم را جابجا کرده است.
3 Akkusativ (jemanden / etwas beiseiteschaffen)

از بین بردن، حذف کردن یا خلاص شدن از شر کسی یا چیزی (اغلب به صورت غیرمستقیم یا با اهداف سوء).

  • Der Diktator ließ seine Gegner beiseiteschaffen.دیکتاتور مخالفان خود را از بین برد.
  • Er versuchte, die Beweise schnell beiseitezuschaffen.او سعی کرد مدارک را سریعاً از بین ببرد.