herschaffen
آوردن، تهیه کردن (با زحمت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را به مکان گوینده یا به سمت گوینده آوردن یا منتقل کردن.
- Kannst du bitte die Stühle herschaffen?میتوانی لطفاً صندلیها را به اینجا بیاوری؟
- Er hat alle seine Bücher aus dem Keller hergeschafft.او تمام کتابهایش را از زیرزمین به اینجا آورد.
2
sich + Akkusativ
خود را به جایی رساندن، خود را به زحمت به جایی کشاندن.
- Ich muss mich noch zum Bahnhof herschaffen.من هنوز باید خودم را به ایستگاه قطار برسانم.
- Wie hast du dich so schnell hierhergeschafft?چطور اینقدر سریع خودت را به اینجا رساندی؟