herbeischaffen
آوردن (اشیاء یا اشخاصی که دور هستند به مکانی نزدیک)؛ تهیه کردن، آوردن، رساندن، حمل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را به یک مکان خاص آوردن یا تهیه کردن، اغلب با تلاش یا از راه دور
- Er musste alle nötigen Dokumente für den Antrag herbeischaffen.او مجبور بود تمام مدارک لازم برای درخواست را تهیه کند.
- Wir müssen schnell Hilfe herbeischaffen, bevor es zu spät ist.ما باید سریعاً کمک بیاوریم، قبل از اینکه دیر شود.