hinschaffen

Aussprache: /ˈhɪnˌʃafn̩/
Worttrennung: hin·schaf·fen
فعل

به جایی بردن، منتقل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به مکانی مشخص منتقل کردن یا رساندن

  • Wir müssen die Möbel noch in die neue Wohnung hinschaffen.ما باید هنوز مبلمان را به آپارتمان جدید منتقل کنیم.
  • Er musste die schweren Säcke zum Lager hinschaffen.او مجبور بود کیسه‌های سنگین را به انبار برساند.