wegschaffen
دور کردن، جابجا کردن، دور انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را از یک مکان دور کردن یا از بین بردن
- Die Polizei schaffte die Demonstranten vom Platz weg.پلیس تظاهرکنندگان را از میدان دور کرد.
- Er musste schnell alle Beweise wegschaffen.او مجبور بود سریعاً تمام مدارک را از بین ببرد.