ausschalen
پوسته را جدا کردن، قالب را برداشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از قالب خارج کردن، قالببرداری کردن (مثلاً بتن، کیک)
- Nach dem Aushärten muss man den Beton ausschalen.بعد از سفت شدن باید بتن را از قالب خارج کرد.
- Sie hat den Kuchen vorsichtig ausgeschalt.او کیک را با احتیاط از قالب خارج کرد.