schalenförmig

Aussprache: /ˈʃaːlənˌfœrmɪç/
Worttrennung: scha·len·för·mig
صفت

کاسه‌ای شکل، صدفی شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به کاسه یا صدف، معمولاً مقعر و گود.

  • Die schalenförmige Vertiefung diente als natürliche Mulde.فرورفتگی کاسه‌ای شکل به عنوان یک گودی طبیعی عمل می‌کرد.
  • Der Architekt entwarf ein schalenförmiges Dach.معمار سقفی کاسه‌ای شکل طراحی کرد.
  • Die schalenförmige Struktur des Vogelnests bot Schutz.ساختار کاسه‌ای شکل لانه پرنده، محافظت ایجاد می‌کرد.