فعل
شوخی کردن، شیطنت کردن، اذیت کردن (به شوخی)
معانی و تعاریف schalken:
- شوخی کردن یا شیطنت کردن به شیوهای بازیگوشانه و گاهی کمی موذیانه (اغلب در متون قدیمیتر یا ادبی).
جملات نمونه برای schalken:
Er ''schalkte'' mit dem jungen Ding.
او با آن دختر جوان شوخی میکرد.
Er schalkte gerne mit seinen Freunden.
او دوست داشت با دوستانش شوخی کند.
Manchmal schalkt das Schicksal mit uns.
گاهی اوقات سرنوشت با ما شوخی میکند.