Konjugierte Form
صدا کردند، طنینانداز شدند (صرف فعل schallen در گذشته ساده برای اول/سوم شخص جمع)
معانی و تعاریف schallten:
- به صدا در آمدن، طنینانداز شدن، پخش شدن (معمولاً صداهای بلند یا فراگیر)
- فعال شدن، روشن شدن، به کار افتادن (دستگاهها، سیستمها، یا فرآیندهای فنی)
جملات نمونه برای schallten:
Die Glocken schallten über das ganze Tal und verkündeten die frohe Botschaft.
زنگها در سراسر دره طنینانداز شدند و خبر خوش را اعلام کردند.
Der Jubel der Menge schallte durch die Arena, als das entscheidende Tor fiel.
فریاد شادی جمعیت در ورزشگاه طنینانداز شد، زمانی که گل تعیینکننده به ثمر رسید.
Nach der Aktivierung des Alarmsystems schallten die Sirenen unaufhörlich.
پس از فعال شدن سیستم هشدار، آژیرها بیوقفه به صدا درآمدند.