abschalten
خاموش کردن، استراحت فکری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
دستگاه، موتور یا جریان برق را قطع/خاموش کردن
- Bitte schalten Sie den Motor ab.لطفاً موتور را خاموش کنید.
- Das Kraftwerk wurde wegen Wartungsarbeiten abgeschaltet.نیروگاه به دلیل تعمیرات و نگهداری خاموش گردید.
2
intransitiv
ذهن را از کار و مشکلات رها کردن، استراحت فکری کردن
- Nach einem stressigen Arbeitstag muss ich erst einmal abschalten.بعد از یک روز کاری پر استرس، ابتدا باید ذهنم را آزاد کنم.
- Im Urlaub kann er überhaupt nicht abschalten.او در تعطیلات اصلاً نمیتواند استراحت فکری داشته باشد.