schalten
دنده عوض کردن، کلید زدن، روشن/خاموش کردن، آگهی دادن
Bedeutungen
1
intransitiv / in + Akkusativ
دنده عوض کردن در خودرو
- Er schaltete in den dritten Gang.او به دنده سه زد.
- Du musst rechtzeitig schalten, um den Motor zu schonen.باید به موقع دنده عوض کنی تا به موتور فشار نیاید.
2
auf / in + Akkusativ
تغییر حالت دادن کلید برق یا کانال تلویزیون/رادیو
- Die Ampel schaltete auf Rot.چراغ راهنمایی قرمز شد (به حالت قرمز تغییر یافت).
- Schalt bitte mal auf das zweite Programm!لطفاً بزن روی شبکه دو!
3
intransitiv
سریع متوجه شدن، سریع واکنش نشان دادن (مجازی)
- Er hat in dieser kritischen Situation sehr schnell geschaltet.او در این شرایط بحرانی بسیار سریع واکنش نشان داد (دوزاریاش افتاد).
- Endlich hat er geschaltet!بالاخره متوجه شد!
4
Akkusativ
آگهی دادن، تبلیغ سفارش دادن (در روزنامه، اینترنت، تلویزیون)
- Die Firma schaltet eine Stellenanzeige in der Zeitung.شرکت یک آگهی استخدامی در روزنامه منتشر میکند.
- Wir wollen mehr Werbung im Internet schalten.ما میخواهیم تبلیغات بیشتری در اینترنت سفارش دهیم.