zurückschalten

Aussprache: /tsuˈrʏkˌʃaltən/
Worttrennung: zu·rück·schal·ten
فعل

دنده معکوس کشیدن، از سرعت/شدت کار کاستن

Bedeutungen

1 intransitiv / in + Akkusativ

در خودرو، دنده را به دنده سنگین‌تر (پایین‌تر) تغییر دادن (دنده معکوس کشیدن).

  • Der Fahrer musste in den dritten Gang zurückschalten, um den Berg zu erklimmen.راننده مجبور شد برای بالا رفتن از کوه، به دنده سه معکوس بکشد.
  • Beim Abbremsen schalte ich oft automatisch in einen niedrigeren Gang zurück.هنگام ترمز کردن، من اغلب به طور خودکار به دنده پایین‌تری معکوس می‌کشم.
2 intransitiv (بدون مفعول)

از سرعت، شتاب یا حجم کارهای روزمره کاستن و آرام‌تر شدن (مجازی).

  • Nach dem Urlaub schaltet mein Körper langsam wieder in den Arbeitsrhythmus zurück.بعد از تعطیلات، بدن من به آرامی دوباره به ریتم کاری بازمی‌گردد.
  • Wir sollten nach dieser stressigen Phase etwas zurückschalten.ما باید بعد از این دوره پر استرس، کمی از سرعت خود بکاهیم.