zuschanzen
به طور غیرقانونی یا ناعادلانه به کسی رساندن، واگذار کردن، فراهم کردن، دادن، هل دادن، سرهم کردن، پاس دادن، چسباندن، تقدیم کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
چیزی (مانند یک مزیت، فرصت یا سود) را به صورت پنهانی، غیررسمی یا ناعادلانه به کسی دادن یا واگذار کردن.
- Dem Sohn des Chefs wurde die beste Stelle zugeschanzt.بهترین سمت به پسر رئیس واگذار شد.
- Er versuchte, sich durch Beziehungen Vorteile zuzuschanzen.او سعی کرد از طریق روابط، مزایایی را برای خود فراهم کند.