scharfzüngig
تندزبان، کنایهآمیز، طعنهزن
Bedeutungen
1
کسی که تمایل دارد با کلمات تند، نیشدار، کنایهآمیز یا طعنهآمیز صحبت کند.
- Ihr scharfzüngiger Kommentar brachte ihn zum Schweigen.اظهار نظر تند او او را ساکت کرد.
- Er ist bekannt für seine scharfzüngigen Witze.او به خاطر شوخیهای تندزبانش معروف است.
- Sei vorsichtig, sie kann sehr scharfzüngig sein.مراقب باش، او میتواند خیلی تندزبان باشد.