scharfzüngig

Aussprache: /ˈʃaʁft͡sʏŋɪç/
Worttrennung: scha·rf·zün·gig
صفت

تندزبان، کنایه‌آمیز، طعنه‌زن

Bedeutungen

1

کسی که تمایل دارد با کلمات تند، نیش‌دار، کنایه‌آمیز یا طعنه‌آمیز صحبت کند.

  • Ihr scharfzüngiger Kommentar brachte ihn zum Schweigen.اظهار نظر تند او او را ساکت کرد.
  • Er ist bekannt für seine scharfzüngigen Witze.او به خاطر شوخی‌های تندزبانش معروف است.
  • Sei vorsichtig, sie kann sehr scharfzüngig sein.مراقب باش، او می‌تواند خیلی تندزبان باشد.