schassieren
با گامهای کوتاه و لغزنده مستقیم رقصیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به زور یا با عجله از جایی بیرون کردن یا اخراج کردن.
- Der Wirt schassierte den betrunkenen Gast aus der Kneipe.صاحب میخانه مهمان مست را از میخانه بیرون کرد.
- Sie wurde aus dem Team schassiert, weil sie sich nicht an die Regeln hielt.او از تیم اخراج شد، زیرا به قوانین پایبند نبود.