فعل
سایه انداختن، پناه دادن (در سایه)
معانی و تعاریف schatten:
- سایه انداختن بر چیزی، سایه افکندن
- کسی را تعقیب کردن، زیر نظر گرفتن (عامیانه، پلیسی)
جملات نمونه برای schatten:
Erst den Enkel ''schattet'' ein gepflanzter Baum.
درختی که کاشته شده است، به نوه من سایه میاندازد.
Du ''schattest'' meinen Ruheplatz und schirmst mich vor dem Sonnenlichte.
تو به محل استراحت من سایه میاندازی و مرا از نور خورشید محافظت میکنی.
Die Bäume schatten den Garten im Sommer.
درختان در تابستان بر باغ سایه میاندازند.