schattieren
سایهزدن، تاریکتر کردن، سایه انداختن
Beispiele
- Diese Pflanzen benötigen eine ''schattierte'' Umgebung.این گیاهان به محیطی ''سایهدار'' نیاز دارند.
- Oder ein Hosenbein, das Falten wirft, in zarten Abstufungen zu ''schattieren.“'' (Internetbeleg)یا یک پاچه شلوار که چین میخورد، تا با ظرافت ''سایه زده شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سایه زدن (در نقاشی، طراحی برای ایجاد عمق یا تاریکی)
- Der Künstler schattierte die Figur, um ihr mehr Tiefe zu verleihen.هنرمند به شکل سایه زد تا به آن عمق بیشتری ببخشد.
- Man kann mit Bleistift verschiedene Grautöne schattieren.میتوان با مداد سایههای مختلف خاکستری را ایجاد کرد.
2
Akkusativ
سایه انداختن، تحت تأثیر قرار دادن (به صورت منفی، مجازی)
- Die schlechte Nachricht schattierte die gesamte Feier.خبر بد تمام جشن را تحتالشعاع قرار داد.
- Seine Vergangenheit schattiert immer noch seine Gegenwart.گذشته او هنوز هم بر حال او سایه میاندازد.