schauderten
لرزیدند، لرزاندند
Bedeutungen
1
تجربه احساس شدید ترس، وحشت یا انزجار که منجر به لرزش بدن میشود.
- Bei dem Gedanken an die bevorstehende Prüfung schauderte sie.با فکر کردن به امتحان پیش رو، او لرزید (از ترس).
- Der Anblick des Tatorts ließ die Ermittler erschaudern.منظره صحنه جرم باعث لرزیدن (وحشت کردن) بازرسان شد.
2
احساس سرمای شدید و ناگهانی که باعث لرزش بدن میشود.
- Nachdem er aus dem kalten Wasser gestiegen war, schauderte er heftig.پس از بیرون آمدن از آب سرد، او به شدت لرزید.
- Ein eisiger Windzug ließ ihn schaudern.یک نسیم یخبندان باعث لرزیدن او شد.