hochschauen

Aussprache: /ˌhoːxˈʃaʊən/
Worttrennung: hoch·schau·en
فعل

نگاه کردن به بالا، سر بلند کردن

Bedeutungen

1 kein Objekt / zu + Dativ

به بالا نگاه کردن، سر بلند کردن (معمولاً از یک موقعیت پایین‌تر یا از کاری که مشغول آن بوده‌ایم).

  • Sie schaute zu den Sternen hoch.او به سمت ستارگان بالا نگاه کرد.
  • Nachdem er die Arbeit beendet hatte, schaute er kurz hoch.پس از اتمام کار، او لحظه‌ای سرش را بلند کرد.