vorbeischauen
سر زدن، دیدن کردن (کوتاه)
Bedeutungen
1
intransitiv (bei + Dativ)
برای مدت کوتاهی به دیدن کسی رفتن یا از جایی بازدید کردن.
- Ich wollte nur kurz bei dir vorbeischauen.فقط میخواستم برای مدت کوتاهی به دیدنت بیایم.
- Können wir morgen bei euch vorbeischauen?آیا میتوانیم فردا به دیدن شما بیاییم؟