fortschaufeln
با بیل جابجا کردن، با بیل دور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas fortschaufeln)
با بیل چیزی (مانند برف، خاک، شن) را از جایی برداشتن، جابجا کردن یا کنار زدن.
- Wir mussten den Schnee vor der Einfahrt wegschaufeln.ما مجبور بودیم برف جلوی ورودی را با بیل کنار بزنیم.
- Der Bauarbeiter schaufelte das Erdreich fort, um das Fundament zu legen.کارگر ساختمانی خاک را با بیل جابجا کرد تا پی را بنا کند.