umschaufeln
زیر و رو کردن (با بیل)، جابجا کردن (کوهی از خاک)، مرتب کردن مجدد
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umschaufeln)
جابجا کردن یا منتقل کردن چیزی (مانند خاک، شن) با استفاده از بیل.
- Die Bauarbeiter schaufelten den Sand um.کارگران ساختمانی شنها را جابجا کردند.
- Er musste die Erde um die Wurzeln des Baumes umschaufeln.او مجبور بود خاک اطراف ریشههای درخت را جابجا کند.