herausschaufeln

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌʃaʊ̯fl̩n/
Worttrennung: her·aus·schau·feln
فعل

با بیل بیرون آوردن، کنار زدن با بیل، به سختی به دست آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Objekt) + aus + Dativ (Ort)

چیزی را با بیل یا ابزار مشابه از داخل یک مکان به بیرون منتقل کردن یا ریختن.

  • Die Arbeiter schaufelten den Schnee vom Gehweg heraus.کارگران برف را از پیاده‌رو با بیل بیرون آوردند.
  • Er musste das Wasser aus dem Keller herausschaufeln.او مجبور بود آب را از زیرزمین با بیل بیرون بریزد.
2 Akkusativ (Objekt) + aus + Dativ (Situation)

(مجازی) با تلاش زیاد و به سختی چیزی را از یک وضعیت دشوار خارج کردن یا به دست آوردن.

  • Es dauerte lange, bis sie sich aus ihren Schulden herausschaufeln konnten.مدت زیادی طول کشید تا آنها توانستند خود را از بدهی‌ها خلاص کنند.
  • Mit viel Mühe schaufelte er sich aus der schwierigen finanziellen Lage heraus.او با زحمت فراوان خود را از وضعیت مالی دشوار نجات داد.