herausschaufeln
با بیل بیرون آوردن، کنار زدن با بیل، به سختی به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt) + aus + Dativ (Ort)
چیزی را با بیل یا ابزار مشابه از داخل یک مکان به بیرون منتقل کردن یا ریختن.
- Die Arbeiter schaufelten den Schnee vom Gehweg heraus.کارگران برف را از پیادهرو با بیل بیرون آوردند.
- Er musste das Wasser aus dem Keller herausschaufeln.او مجبور بود آب را از زیرزمین با بیل بیرون بریزد.
2
Akkusativ (Objekt) + aus + Dativ (Situation)
(مجازی) با تلاش زیاد و به سختی چیزی را از یک وضعیت دشوار خارج کردن یا به دست آوردن.
- Es dauerte lange, bis sie sich aus ihren Schulden herausschaufeln konnten.مدت زیادی طول کشید تا آنها توانستند خود را از بدهیها خلاص کنند.
- Mit viel Mühe schaufelte er sich aus der schwierigen finanziellen Lage heraus.او با زحمت فراوان خود را از وضعیت مالی دشوار نجات داد.