صفت
ترسناک، وحشتناک، دلهرهآور؛ (عامیانه) افتضاح، وحشتناک (به معنای بد)
جملات نمونه برای schaurig:
Die Texte von Edgar Allan Poe sind ''schaurig.''
متون ادگار آلن پو ترسناک هستند.
Sein Klavierspiel klingt ''schaurig.''
نواختن پیانوی او افتضاح به گوش میرسد.
Sie hatte ''schaurig'' viele Teddybären im Zimmer.
او تعداد وحشتناکی خرس عروسکی در اتاق داشت.