hinschauen
نگاه کردن به، توجه کردن به
Beispiele
- Schaute'' man genau ''hin'', so zeigten sich schon damals dunkle Flecken.اگر دقیقاً "نگاه میکردی"، حتی در آن زمان لکههای تیره نمایان میشد.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / zu + Dativ
به سمتی نگاه کردن، توجه بصری خود را به چیزی معطوف کردن
- Schau mal hin, was da passiert!ببین، چه اتفاقی آنجا میافتد!
- Er schaute genau auf die Details.او دقیقاً به جزئیات نگاه کرد.
2
bei + Dativ / auf + Akkusativ
(مجازی) به چیزی توجه کردن، آن را بررسی کردن یا نادیده نگرفتن
- Man muss bei solchen Problemen genauer hinschauen.باید در چنین مشکلاتی دقیقتر نگاه کرد (توجه کرد).
- Die Gesellschaft muss auf Ungerechtigkeiten hinschauen.جامعه باید به بیعدالتیها توجه کند.