hinausschauen
به بیرون نگاه کردن، از جایی به بیرون نگریستن
Beispiele
- Es ist jetzt Nacht geworden, und durch das offene Theaterhaus kann man ''hinausschauen'' auf einen Sternenhimmel.حالا شب شده بود و از تئاتر باز میتوان به آسمان پرستاره بیرون نگاه کرد.
Bedeutungen
1
(aus + Dativ)
از داخل به بیرون نگاه کردن (مثلاً از پنجره)
- Sie schaut aus dem Fenster hinaus.او از پنجره به بیرون نگاه میکند.
- Er schaute in den Garten hinaus.او به باغ نگاه کرد.