scheckiglachen

Aussprache: /ˈʃɛkɪçˌlaxn̩/
Wortzerlegung: sche·cki·gla·chen
فعل

از خنده ریسه رفتن، از خنده غش کردن، از خنده مردن

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

از شدت خنده زیاد، روده بر شدن؛ آنقدر خندیدن که صورت از خنده سرخ و لکه‌لکه شود (همیشه به صورت انعکاسی)

  • Wir haben uns scheckiggelacht über seine Witze.ما از جوک‌های او روده بر شدیم.
  • Er lachte sich scheckig, als er die lustige Geschichte hörte.او وقتی داستان خنده‌دار را شنید، از خنده روده بر شد.