schehen
رخ دادن، اتفاق افتادن
Beispiele
- Die Wahl des Dekans hat alle drei Jahre zu ''schehen''.انتخاب رئیس دانشکده باید هر سه سال یک بار انجام شود.
Bedeutungen
1
وقوع یافتن یا رخ دادن یک رویداد، به خصوص رویدادهای غیرمنتظره، مهم یا دارای پیامدهای قابل توجه.
- Es geschah in einer mondlosen Nacht, als die Kunde von der Katastrophe eintraf.در شبی بیمهتاب رخ داد که خبر فاجعه رسید.
- Niemand konnte vorhersagen, welches Unglück geschehen würde.هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند که چه بدبختیای رخ خواهد داد.