scheiß der Hund drauf
بیخیالش شو، مهم نیست، فدای سرت
Bedeutungen
1
عبارتی عامیانه برای بیان بیاهمیت بودن یک موضوع، بیتوجهی به مشکلات یا پذیرش یک وضعیت ناخوشایند بدون نگرانی زیاد. معادل فارسی آن «بیخیالش شو»، «مهم نیست» یا «فدای سرت» است.
- Ich habe den Bus verpasst? Na scheiß der Hund drauf, ich nehme den nächsten.اتوبوس را از دست دادم؟ بیخیالش، بعدی را میگیرم.
- Das Essen ist angebrannt? Ach, scheiß der Hund drauf, wir bestellen Pizza.غذا سوخت؟ ای بابا، مهم نیست، پیتزا سفارش میدهیم.
- Er hat die Prüfung nicht bestanden? Scheiß der Hund drauf, er kann sie nächstes Semester wiederholen.او در امتحان قبول نشد؟ فدای سرش، ترم بعد دوباره میتواند امتحان دهد.