vollscheißen
کثیف کردن با مدفوع (رکیک)، گند زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vollscheißen)
به صورت عامیانه و بسیار رکیک: چیزی یا جایی را کاملاً با مدفوع کثیف کردن.
- Der Hund hat das ganze Wohnzimmer vollgeschissen.سگ تمام اتاق نشیمن را با مدفوع کثیف کرد.
- Er hat die Hose vollgeschissen, als er krank war.وقتی مریض بود، شلوارش را کثیف کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas vollscheißen)
به معنای مجازی و عامیانه: گند زدن به یک موقعیت، خراب کردن یا نابود کردن چیزی.
- Mit seiner dummen Bemerkung hat er die ganze Party vollgeschissen.او با حرف احمقانهاش تمام مهمانی را خراب کرد.
- Wir hatten eine gute Chance, aber er hat alles vollgeschissen.ما شانس خوبی داشتیم، اما او همه چیز را به باد داد.