scheißlangweilig

Aussprache: /ˈʃaɪ̯slangˌvɛːlɪç/
Worttrennung: scheiß·lang·wei·lig
صفت

خیلی خسته‌کننده، مزخرف، افتضاح

Bedeutungen

1

بسیار خسته‌کننده و ملال‌آور، به شکلی که تحمل آن دشوار است (عامیانه و توهین‌آمیز).

  • Der Film war scheißlangweilig, ich bin eingeschlafen.فیلم افتضاح خسته‌کننده بود، من خوابم برد.
  • Diese Besprechung ist heute wieder scheißlangweilig.این جلسه امروز دوباره خیلی خسته‌کننده است.
  • Ich finde seine Witze einfach nur scheißlangweilig.من شوخی‌های او را واقعاً مزخرف و خسته‌کننده می‌دانم.