scheißlangweilig
خیلی خستهکننده، مزخرف، افتضاح
Bedeutungen
1
بسیار خستهکننده و ملالآور، به شکلی که تحمل آن دشوار است (عامیانه و توهینآمیز).
- Der Film war scheißlangweilig, ich bin eingeschlafen.فیلم افتضاح خستهکننده بود، من خوابم برد.
- Diese Besprechung ist heute wieder scheißlangweilig.این جلسه امروز دوباره خیلی خستهکننده است.
- Ich finde seine Witze einfach nur scheißlangweilig.من شوخیهای او را واقعاً مزخرف و خستهکننده میدانم.