aufscheinen
ظاهر شدن، پدیدار شدن، درخشیدن
Beispiele
- Am Horizont ''scheinen'' die Lichter der Ortschaft ''auf.در افق، چراغهای روستا ''پدیدار میشوند.
- Der Name des Schlosses ''scheint'' in zahlreichen Reiseführern ''auf.نام قلعه در بسیاری از راهنماهای سفر ''ظاهر میشود.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
ناگهان یا به تدریج قابل مشاهده شدن، ظاهر شدن، به ویژه در مورد نور یا یک ایده.
- Am Horizont schien die Sonne langsam auf.خورشید به آرامی در افق پدیدار شد.
- Ein Hoffnungsschimmer schien in der Dunkelheit auf.کورسوی امیدی در تاریکی ظاهر شد.