vorscheinen
آشکار شدن / نمایان شدن / پدیدار شدن
Beispiele
- Ja, schon in Rousseaus Menschenliebe ''hat'' Jean Pauls Witz ''vorgeschienen'', diese brüderliche Weisheit des Hanswurst.بله، در عشق به بشریتِ روسو، شوخطبعی ژان پل نیز آشکار شده بود، این خرد برادرانهٔ هانسورست.
Bedeutungen
1
ظاهر شدن ناگهانی یا غیرمنتظره چیزی که قبلاً پنهان بوده یا دیده نمیشد، اغلب با بار معنایی ادبی یا نمایشی.
- Nach tagelangem Nebel schien plötzlich die Sonne vor.پس از روزها مه، ناگهان خورشید پدیدار شد.
- In der Dunkelheit schien ein schwaches Licht vor.در تاریکی، نوری ضعیف نمایان شد.
2
آشکار شدن یا بروز کردن یک ویژگی، احساس یا حقیقت پنهان در رفتار یا ظاهر کسی.
- Trotz seiner ruhigen Fassade schien manchmal eine tiefe Traurigkeit vor.با وجود ظاهر آرامش، گاهی اوقات اندوهی عمیق آشکار میشد.
- In seinen Augen schien eine unerwartete Entschlossenheit vor.در چشمان او، عزمی غیرمنتظره نمایان شد.