Konjugierte Form
زنگ زدند، سرزنش کردند (صرف فعل schellen/schelten)
معانی و تعاریف schellten:
- صدای زنگ را ایجاد کردن؛ زنگ زدن (مثلاً زنگ در).
- چیزی را به صدا درآوردن (مانند زنگوله)؛ جرینگ جرینگ کردن.
جملات نمونه برای schellten:
Es hat an der Tür geschellt.
زنگ در به صدا درآمد.
Kannst du bitte schellen, wenn du bereit bist?
میتوانی لطفاً وقتی آماده شدی، زنگ بزنی؟
Der Hirte schellte die Glocke, um die Schafe zu rufen.
چوپان زنگوله را به صدا درآورد تا گوسفندان را صدا کند.