abschenken

Aussprache: /ˈapˌʃɛŋkn̩/
Worttrennung: ab·schen·ken
فعل

با بی‌مبالاتی باختن، تسلیم شدن، واگذار کردن (ورزشی)

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را به کسی بخشیدن، هدیه دادن (به خصوص بدون انتظار چیزی در مقابل).

  • Er hat sein altes Fahrrad seinem Neffen abgeschenkt, da er es nicht mehr brauchte.او دوچرخه قدیمی‌اش را به برادرزاده‌اش بخشید، چون دیگر به آن نیاز نداشت.
  • Man sollte nicht sein ganzes Vermögen abschenken, ohne an die Zukunft zu denken.نباید تمام ثروت خود را بخشید، بدون اینکه به آینده فکر کرد.
2 Akkusativ

(قدیمی/فنی) مایعی را از ظرفی به ظرف دیگر ریختن یا خالی کردن.

  • Der Kellner schenkte den Wein vorsichtig in die Karaffe ab.پیشخدمت شراب را با احتیاط در کاراف ریخت.
  • Bitte schenken Sie das restliche Wasser aus dem Eimer ab.لطفاً آب باقیمانده را از سطل خالی کنید.