abschenken
با بیمبالاتی باختن، تسلیم شدن، واگذار کردن (ورزشی)
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را به کسی بخشیدن، هدیه دادن (به خصوص بدون انتظار چیزی در مقابل).
- Er hat sein altes Fahrrad seinem Neffen abgeschenkt, da er es nicht mehr brauchte.او دوچرخه قدیمیاش را به برادرزادهاش بخشید، چون دیگر به آن نیاز نداشت.
- Man sollte nicht sein ganzes Vermögen abschenken, ohne an die Zukunft zu denken.نباید تمام ثروت خود را بخشید، بدون اینکه به آینده فکر کرد.
2
Akkusativ
(قدیمی/فنی) مایعی را از ظرفی به ظرف دیگر ریختن یا خالی کردن.
- Der Kellner schenkte den Wein vorsichtig in die Karaffe ab.پیشخدمت شراب را با احتیاط در کاراف ریخت.
- Bitte schenken Sie das restliche Wasser aus dem Eimer ab.لطفاً آب باقیمانده را از سطل خالی کنید.