فعل
ریز کردن، خرد کردن (به قطعات کوچک و نازک)
معانی و تعاریف scherben:
- (عمدتاً در ترکیب با پیشوند 'zer-' یا در عبارت 'in Scherben gehen') به قطعات کوچک شکستن یا خرد شدن.
جملات نمونه برای scherben:
Den Spinat abbrühen und sehr fein ''scherben''.
اسفناج را آبپز کرده و خیلی ریز خرد کنید.
Der Kohl wurde ''gescherbt'' und mit Hammel aufgesetzt.
کلم خرد شد و با گوشت گوسفند پخته شد.
Das Glas scherbte auf dem Boden.
لیوان روی زمین خرد شد.