schesen

Aussprache: /ˈʃeːzn̩/
Wortzerlegung: sche·sen
فعل

با سرعت زیاد حرکت کردن، یورتمه رفتن، شتاب کردن

Beispiele

  • Mit einem Affenzahn ''scheste'' sie um die Ecke.او با سرعت زیاد از پیچ گذشت.
  • Unter Gejohle ''schesten'' die Gören die Treppe runter und in den Garten zur Schaukel.بچه‌ها با هیاهو از پله‌ها پایین دویدند و به سمت تاب در باغ رفتند.

Bedeutungen

1 intransitiv

به سرعت و با عجله حرکت کردن، شتافتن (بیشتر در مورد وسایل نقلیه یا افراد)، اغلب با مفهوم بی‌احتیاطی

  • Der Rennfahrer schest mit über 200 km/h über die Strecke.راننده مسابقه با سرعت بیش از ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت در مسیر می‌تازد.
  • Pass auf, wie du fährst, du schest ja nur so!مواظب باش چطور رانندگی می‌کنی، داری فقط می‌تازی!