aufscheuchen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃɔɪ̯çn̩/
Wortzerlegung: auf·scheu·chen
فعل

رم دادن، ترساندن، برهم زدن آرامش

Beispiele

  • Der streunende Hund ''scheuchte'' die rastenden Gänse ''auf.سگ ولگرد غازهای در حال استراحت را رم داد.
  • Die müde Basler Medienszene wurde mit einem Schlag ''aufgescheucht''.صحنه رسانه‌ای خسته بازل ناگهان برهم خورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حیوانات را با ایجاد سر و صدا یا حرکت ناگهانی از جای خود بلند کردن یا فراری دادن، رم دادن.

  • Der Jäger scheuchte die Vögel auf.شکارچی پرندگان را رم داد.
  • Ein lauter Knall scheuchte die Rehe auf.یک صدای بلند، آهوها را از جا پراند.
2 Akkusativ

(مجازی) کسی را از خواب بیدار کردن یا از آرامش خارج کردن، نگران یا آشفته کردن.

  • Der Alarm scheuchte alle aus dem Schlaf auf.آژیر همه را از خواب بیدار کرد.
  • Seine plötzliche Ankunft scheuchte die ganze Familie auf.ورود ناگهانی او تمام خانواده را آشفته کرد.