aufschichten
روی هم چیدن، تلنبار کردن، انباشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufschichten)
چیزی را به صورت لایه لایه یا منظم روی هم چیدن، انباشتن یا تلنبار کردن.
- Die Arbeiter schichteten die Ziegel sorgfältig auf.کارگران آجرها را با دقت روی هم چیدند.
- Er hat das Holz für den Winter aufgeschichtet.او چوبها را برای زمستان روی هم انباشت.