einschichten
لایهلایه چیدن (درون چیزی)، طبقهبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (اشیاء)
قرار دادن یا چیدن اشیاء به صورت لایههای منظم یا طبقهبندی شده روی هم، معمولاً درون یک ظرف یا فضا.
- Sie schichtete die Bücher sorgfältig in den Karton ein.او کتابها را با دقت در جعبه لایهلایه چید.
- Der Gärtner schichtete die Erde und den Kompost in den Hochbeet ein.باغبان خاک و کمپوست را در باغچه برجسته لایهلایه قرار داد.