فعل
فرستادن، شایسته بودن (در ترکیب با sich)
معانی و تعاریف schicken:
- چیزی یا کسی را به جایی فرستادن یا ارسال کردن
- مناسب بودن، برازنده بودن (معمولاً در مورد لباس یا رفتار)
جملات نمونه برای schicken:
Ich kann es ihr nicht direkt sagen. Ich ''schicke'' ihr einen Liebesbrief.
نمیتوانم مستقیماً به او بگویم. برایش یک نامه عاشقانه «میفرستم».
Es ''schickt'' sich nicht so etwas zu sagen!
اصلاً «شایسته» نیست که چنین چیزی بگویی!
„Unrasiert und schmutzig traf er ein, und weil er wußte, was sich in solchen Fällen ''schickte,'' tat er, als wäre er außer Atem.“
«او اصلاحنشده و کثیف رسید، و چون میدانست در چنین مواردی چه چیزی «شایسته» است، طوری رفتار کرد که انگار نفسنفس میزند.»