schickern

Aussprache: /ˈʃɪkɐn/
Worttrennung: schi·ckern
فعل

نوشیدن (الکل)، مست کردن (زبان عامیانه/گویشی)

Beispiele

  • Ich fantasiere, dass ich ihn getroffen habe. Ich fantasiere, dass ich sie alle kennengelernt habe. Ich fantasiere, dass ich ''geschickert'' habe mit dem Josef Roth in Paris.من خیال می‌کنم که او را ملاقات کرده‌ام. خیال می‌کنم که همه آنها را شناخته‌ام. خیال می‌کنم که با یوزف روت در پاریس «نوشیده‌ام».

Bedeutungen

1 intransitiv

(این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و احتمالاً اشتباه املایی برای 'sickern' به معنای چکه کردن یا نشت کردن است.) مایعی که به آرامی از جایی نشت کند یا چکه کند.

  • Wasser sickert durch die Felsspalten.آب از شکاف‌های صخره چکه می‌کند.
  • Die Information ist durchgesickert.اطلاعات درز کرده است.