umherschicken
فرستادن این طرف و آن طرف، پخش کردن، فرستادن بیهدف
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umherschicken)
چیزی (مانند شایعه، سند، نامه) را به اطراف فرستادن تا پخش شود یا به دست افراد مختلف برسد.
- Die Gerüchte wurden von allen Seiten umhergeschickt.شایعات از همه طرف پخش میشدند.
- Er schickte die Einladungen an alle seine Freunde umher.او دعوتنامهها را برای همه دوستانش این طرف و آن طرف فرستاد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umherschicken)
کسی را به اطراف فرستادن، اغلب با مفهوم بیهوده یا بدون هدف مشخص به این سو و آن سو فرستادن.
- Der Chef schickte den Praktikanten den ganzen Tag umher.رئیس کارآموز را تمام روز این طرف و آن طرف فرستاد.
- Sie wurde von einem Beamten zum nächsten umhergeschickt.او توسط یک کارمند به کارمند بعدی فرستاده میشد.