nachschießen

Aussprache: /ˈnaːxˌʃiːsn̩/
Worttrennung: nach·schie·ßen
فعل

شلیک کردن به دنبال، پایان دادن به درد با شلیک، واریز کردن پول بیشتر

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem/etwas nachschießen)

شلیک کردن به دنبال کسی یا چیزی، تعقیب کردن با شلیک

  • Der Jäger schoss dem flüchtenden Wild nach.شکارچی به دنبال حیوان در حال فرار شلیک کرد.
  • Er schoss dem fliehenden Dieb nach, aber er verfehlte ihn.او به دنبال سارق در حال فرار شلیک کرد، اما به او خطا رفت.
2 Dativ (jemandem/etwas nachschießen)

شلیک کردن به کسی یا چیزی برای پایان دادن به وضعیت (مثلاً برای راحت کردن از درد)

  • Der Arzt entschied sich, dem leidenden Tier nachzuschießen, um es von seinen Schmerzen zu erlösen.پزشک تصمیم گرفت به حیوان رنج‌دیده شلیک کند تا او را از دردش خلاص کند.
  • In manchen Kulturen war es üblich, dem Sterbenden nachzuschießen, um sein Leiden zu beenden.در برخی فرهنگ‌ها مرسوم بود که به فرد در حال مرگ شلیک کنند تا رنج او را پایان دهند.
3 Akkusativ (etwas nachschießen)

اضافه کردن چیزی (معمولاً پول یا اطلاعات) که قبلاً فراموش شده یا کافی نبوده است؛ واریز کردن پول بیشتر در یک پروژه یا سرمایه‌گذاری

  • Nachdem das Budget überschritten wurde, musste er noch einmal Geld nachschießen.پس از اینکه بودجه از حد گذشت، او مجبور شد دوباره پول واریز کند.
  • Die Investoren waren bereit, weiteres Kapital nachzuschießen, um das Projekt zu retten.سرمایه‌گذاران حاضر بودند سرمایه بیشتری برای نجات پروژه واریز کنند.