anschießen

Aussprache: /ˈanˌʃiːsn̩/
Worttrennung: an·schie·ßen
فعل

هدف قرار دادن با اسلحه، زخمی کردن با گلوله، شلیک کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)

به چیزی شلیک کردن، با شلیک زخمی کردن (حیوان، شخص).

  • Der Jäger hat das Wild angeschossen.شکارچی به حیوان وحشی شلیک کرد و او را زخمی کرد.
  • Er wurde am Bein angeschossen.او از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
2 intransitiv (بدون مفعول)

شروع به تیراندازی کردن، آتش گشودن.

  • Die Soldaten schossen plötzlich an.سربازان ناگهان شروع به تیراندازی کردند.
  • Der Angreifer schoss auf die Polizei an.مهاجم به سمت پلیس آتش گشود.
3 Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)

(ورزش، به ویژه فوتبال) شوت کردن، به سمت دروازه شلیک کردن (توپ).

  • Er schoss den Ball aufs Tor an.او توپ را به سمت دروازه شوت کرد.
  • Der Spieler hat den Ball gut angeschossen.بازیکن توپ را خوب شوت کرد.
4 sich (Akkusativ) (sich anschießen)

(بازتابی) تزریق کردن، آمپول زدن (به خود).

  • Er musste sich das Medikament selbst an-schießen.او مجبور بود خودش دارو را به خود تزریق کند.
  • Sie schoss sich Insulin an.او به خود انسولین تزریق کرد.
5 Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)

(فنی/شکار) تنظیم کردن دوربین تفنگ، قلق‌گیری کردن.

  • Der Schütze muss das Gewehr für die Entfernung an-schießen.تیرانداز باید تفنگ را برای مسافت تنظیم کند.
  • Wir haben die Optik des neuen Fernglases angeschossen.ما اپتیک دوربین شکاری جدید را تنظیم کردیم.