anschießen
هدف قرار دادن با اسلحه، زخمی کردن با گلوله، شلیک کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)
به چیزی شلیک کردن، با شلیک زخمی کردن (حیوان، شخص).
- Der Jäger hat das Wild angeschossen.شکارچی به حیوان وحشی شلیک کرد و او را زخمی کرد.
- Er wurde am Bein angeschossen.او از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
شروع به تیراندازی کردن، آتش گشودن.
- Die Soldaten schossen plötzlich an.سربازان ناگهان شروع به تیراندازی کردند.
- Der Angreifer schoss auf die Polizei an.مهاجم به سمت پلیس آتش گشود.
3
Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)
(ورزش، به ویژه فوتبال) شوت کردن، به سمت دروازه شلیک کردن (توپ).
- Er schoss den Ball aufs Tor an.او توپ را به سمت دروازه شوت کرد.
- Der Spieler hat den Ball gut angeschossen.بازیکن توپ را خوب شوت کرد.
4
sich (Akkusativ) (sich anschießen)
(بازتابی) تزریق کردن، آمپول زدن (به خود).
- Er musste sich das Medikament selbst an-schießen.او مجبور بود خودش دارو را به خود تزریق کند.
- Sie schoss sich Insulin an.او به خود انسولین تزریق کرد.
5
Akkusativ (jemanden / etwas anschießen)
(فنی/شکار) تنظیم کردن دوربین تفنگ، قلقگیری کردن.
- Der Schütze muss das Gewehr für die Entfernung an-schießen.تیرانداز باید تفنگ را برای مسافت تنظیم کند.
- Wir haben die Optik des neuen Fernglases angeschossen.ما اپتیک دوربین شکاری جدید را تنظیم کردیم.